چقد کار! به یه برنامه نیاز دارم!
از ماکروویو مون بهره برداری کردیم و حالا با منوی غذای ایرانیش شده دستیار همیشگی آشپزیم! حرف نداره! با وروجک توش جوجه. کیک و مرغ یریون درست کردیم که حرف نداشت! یه بارم من وقتی وروجم خواب بود توش کباب مایتابه ای درست کردم که خیلییی خوب شد! من عاشق طعم های متفاوتم و این چیزیه که اون بهم میده! پس خیلی دوسش دارم!
آهان! گفتم تو باشگاه ثبت نام کردم؟ و چقددرررر انرژی بهم میده هر دفعه؟ خب خیلی خوب پیش میره و من تا حالا 6 جلسه رفتم و همه حرکاتو خیلی خوب یاد می گیرم! عزم کردم که کلی وزن کم کنم و ایده آل شه وزنم! و این دفعه هرچقر هم بهم بگن چاق شو و لاغری و از این حرفا هرگز زیر بار نخواهم رفت!
آهان, دوهفته پیش به مدت 6 روز تهران بودم و قرار بود با استاد راهنمام صحبت کنم و دیگه به عنوان آخرین فرد کلاس پایان نامه مو شروع کنم! که خب چندین ساعت طبق معمول منو کاشت و.... حالا اینا مهم نیست! تو اون مدتی که اونجا بودم! یه روز با عممه ووجی ( یادتونه اولین کسی بود از خونواده ووجی که منو دید؟ و اون موقع اوایل دوستیمون بود؟ این همون عممه ووجیه! 2 سال هم از من کوچیکتره و وقتی ما باهم دوست بودیم خیلی باهامون همکاری می کرد و همیشه یه کاری می کرد یه عالمه بهمون خوش بگذره) رفتیم نمایشگاه گل! و بعدش واسه رفع خستگی تو چمنا نشستیم و حرف زدیم و حرف ردیم و.... بعله بازم حرف زدیم! هر لحظه حرفامون جالب و جالب تر می شد و ما به یه نکته ی جدید تر راجع به خودمون و شباهتمون به همدیگه پی می بردیم! از اون روز به بعد باهمدیگه خیلییییی بیشتر صمیمی شدیم و همش دوست داشتیم باهم دیگه حرف بزنیم! از وقتی که برگشتم هم اون تبدیل شده به یه دوست خیلی خوب و...
تو مدتی که اونجا بودم ملالی نبود جز دوریه همسر! هرچند دلم واسه قلمبه شدن احساسمون واسه هم خیلی تنگ شده بود و اونم فرصت خوبی بود! آخه مارو از روزمررگی دور می کرد و مارو به دلتنگی هایی که 1 سال بهش عادت کرده بودیم برمیگردوند!
این روزا احساس می کنم که چرا من هیچ کاری نمی کنم و شدیدا حس اینو دارم که یه کاری بکنم! فک کنم دیگه به اندازه ی کافی استراحت کردم!! دیروز از جهاددانشگاهی باهام تماس گرفتن که تابستون کلاس بدن بهم! و خب من دودلم! و خب قضیه این نیست! قضیه اینه که من خیلیییی خوشحالم که زنگ زدن! چون منو به خودم اوردن و من فهمیدم واییی چرا من هیچ کاری نمی کنم!!! پس چه برم یا نرم ازشون خیلی ممنونم! قصد دارم ادامه ی کلاس فرانسه مو برم تا وقتی که کلاس آلمانی به حد نصاب برسه!
و خب مصمم شدم که کم کم کارامو انجام بدم! و واسه این کار یه برنامه ی منسجم میخام که تحت هیچ شرایطی زیرش نزنم!!
آهان به یه ناظر هم نیاز دارم که نذاره از برنامه خارج شم!
خیلییی کارا باید انجام بدم!!! ریویو پایان نامه! طراحی تست ها! اجراشون تو چند تا کلاس مختلف تو تهران و اینجا! مقاله!کلاس فرانسه! آلمانی! اوخ اوخ فایلای سوسیو! باید برنامه داشته باشم!