برخورد از نوع دیگر
.jpg)
البته به همین آسونیا هم نبودا!
ببخشید
سـلام. آلـــــــــــــیس جـــــون هستم(آره وروجـکم همینو میگه! از خود متشکرم دیگه!
دست خودم که نیس!)! انگار قسمت نبود من بدون روحم وارد وبلاگمون2تا شم! یعنی چیزی بنویسم! مثکه باید حتما همه وجودمو میوردم تا مجوز بم بدن!
آره! و اینطوری شد که خدا ما 2تا رو تو شرایط نیاز مطلق سر راه هم قرار داد!![]()
من مطمئن بودم نمیخوامشااااا! (بدجمس من که میدونم ادامو در اوردی), ولی راستش انقد بم انرژی داد که دیگه روی من که هیچی روی علامت تعجبای سیریشم کم شد!!!! اصلا فک نمیکردم انقد روحش قدرت داشته باشه!! که بتونه روح من یکیو جذب کنه! اونم نه در حالت عادی! بلکه تو 1ی از مواقع نادری که انرژی منفی ای در من یافت میشد(! آخه اصولا با مفهوم انرژی منفی کمتر ممکنه 1جا جاشیم)! با علامت تعجبایی که شبیه چماقای آماده ای بودن واسه اینکه نذارن من کوچکترین انرژی مثبتی نسبت به وروجک داشته باشم!
تازشم آخه همونقدر که من تو کلاس ورجه وورجه میکنم و شیطونم وروجک ساکت و آرومه! اگه شما بودی فک میکردی ما بهم میایم؟؟ نه دیگه! خدایی؟؟؟ ولی کم کم رو شد! دیدیم مارمولکی بوده واسه خودش! چقد وروجکی تو بشر! من ساده رو باش! از اونام که های و هوی داره فقط! دفعه اول که تلی با هم حرفیدیم برگشتم بش میگم: ولی من دوس دارم طرفم شیطون باشه و وروجک, نه سر به زیر و مثبت! چه بدونم این وروجکیه که لنگه نداره!! خلاصه دزدیییییییییییید!! قاپ ما رو!! تو این مدتی که از نظر تقویم نزدیک 1ماه, از نظر رابطه ای اندازه 7و8 ماه و از نظر خودمون اندازه چند روز کوتاه با هم بودیم , انقد اذیتش کردم که نگو! از اداها و لوس بازیای بیمزه گرفته تابهونه ها و اشکال تراشیهای مختلف! چی؟ نه بابا! عوض که نشد نظرش!! به جاش نظر منو عوض کرد!!! بابا خود جاذبه س این! قانونه جذبو خودش چسبونده! (کجا؟ رو برد دیگه!)
وای خدایا خداوندا 1کاری کن با این اعترافای من از فردا تعداد کشته ها و زخمی ها بیشتر نشه! با تی.شرت جذب جدیدش که هز درست تو کیل(has dressed to kill)!!!! خدا رحم کنه از فردا به جای بیمارستان واسه غش و ضعفی هاش باید دنبال مردشور باشیم واسه تلف شده ها!! لیدی کیلره(lady killer) دیگه! دست خودش که نیست!!!